شادى نفيسى

61

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

عبارت خلاصه كرد و آن اثبات « غير الهى » بودن اسلام است . همهء آن چه آنان در بحث از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، وحى ، قرآن ، موضوعات آن و تاريخ اسلام آورده‌اند ، در پرتو اين هدف اصلى قابل تبيين است . اكنون به اختصار به اشكال‌هايى كه عنوان نموده‌اند ، اشاره كرده ، تأثير آن را بيان مىكنيم . اين نظريات در چند محور قابل دسته بندى است : الف - پيامبر عظيم الشأن اسلام ، حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله در دين اسلام همچون هر دين الهى ، پيامبر موقعيتى منحصر به فرد دارد . او است كه گيرندهء پيام آسمانى است ، رسالت به وجود او معنا مىيابد و دين به رسالت او استوار است . معرفى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به عنوان يك مصلح دينى صرف يا انديشمندى نابغه « 1 » و اصرار بر ناميدن اسلام به « مذهب محمدى » يا « محمديسم » به منظور تداعى مكاتبى پرداختهء ذهن بشر ، نظير نهيليسم ، ماركسيسم و لنينيسم ، تلاشى است از جانب مستشرقان براى گسستن پيوند وحيانى و الهى بين رسول صلّى اللّه عليه و آله و منبع وحى . بر همين مبنا ، آنان در بحث از شخصيت حضرت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، همانند بحث از هر متفكر و شخصيت بشرى ديگرى ، با منطق بشرى به تحليل رفتارهاى حضرتش مىپردازند تا او را انسانى معيّن معرفى كنند كه « عاش فى حياة خاصه و هى حياة المكيين و تبلورت حياته الخاصة هذه فيما قاله فيه . » مقام استثنايى رسالت و مرتبهء دست نيافتنى امامت ، اين شخصيت‌هاى جليل القدر را در هاله‌اى از قداست قرار داده ، موجب شده بود كه مسلمانان تصويرى وصف ناپذير از ايشان در ذهن داشته باشند و در تحليل و نگرش به شخصيت و رفتار آنان از انسان بودن آنان غفلت ورزيده ، برترىهايشان را در همهء موارد صرفا به نيروهاى فوق بشرى منتسب بدانند . نگرش انسانى به اين شخصيت‌ها كه به گونه‌اى بارز در زمان‌هاى اخير در آثار انديشمندان اسلامى ديده مىشود ، مىتواند در پى چنين روندى و براى جواب‌گويى به نيازهايى باشد كه از طرف علاقه‌مندان در اين جهت ابراز شده است . كتاب گران‌قدر امير على ، كه پيش از اين نامش را برديم ، در توصيف پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به هيچ گونه امر فوق طبيعى اشاره ندارد . از نظر او حضرتش انسانى است مانند انسان‌هاى ديگر ، اما داراى والاترين فضايل و مظاهر اخلاق . « 2 »

--> ( 1 ) . محمد البهى ، الفكر الاسلامى الحديث وصلته بالاستعمار الغربى ، ص 213 و 214 . ( 2 ) . على اصغر حلبى ، تاريخ نهضت‌هاى دينى - سياسى معاصر ، ص 148 .